سلام نو – سرویس بینالملل: پس از سه سال بحران جدی روابط عربستان و قطر، شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر سه شنبه گذشته وارد خاک عربستان شد. این ورود با استقبال گرم محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان روبهرو شد. هدف رسمی امیر قطر از این سفر شرکت در نشست شورای همکاری خلیج فارس اعلام شد.
عربستان سعودی و مصر، امارات متحده عربی و بحرین، با متهم کردن قطر به نزدیک شدن به ایران، حمایت از تروریسم و پشتیبانی از گروههای افراطی از جمله داعش و القاعده، از سه سال و نیم پیش روابط دیپلماتیک و تجاری خود را با این کشور قطع کرده و تمامی راههای زمینی، هوایی و دریایی خود را با قطر بستند. قطر در این دوران با مشکلات زیادی مواجه شد و حتی در مقطعی برای تأمین نیازهای خود مجبور به واردات دام زنده از کشورهای دیگر شد.
پس از قطع روابط میان این چهار کشور و قطر، عربستان و امارات فهرستی ۱۳ گانه پیش روی قطر گذاشتند و برقراری مجدد روابط را منوط به اجرای کامل این مفاد گذاشتند؛ از جمله، قطع روابط با ایران و تعطیلی شبکه خبری الجزیره که با مخالفت شدید قطر روبهرو شد. حاکمان قطر درخواستهای همسایگان خود را دخالت در امور داخلی این کشور و تلاش برای کودتا دانستند.
حالا قطر در حالی به سمت آشتی با عربستان رفته است که به هیچ کدام از آن ۱۳ شرط عمل نکرده است. نه الجزیره تعطیل شده و نه خبری از کاهش روابط با ایران است. پس چطور عربستان و متحدانش راضی به آشتی با قطر شدند؟
پاسخ این پرسش را باید در تحرکات منطقهای آمریکا جستوجو کرد. تیم ترامپ از جمله جراد کوشنر، مشاور و داماد او، مدتها است که به دنبال آشتی دادن عربستان و قطر هستند. این برنامه بخشی از پروژه فشار به ایران است که توسط تیم ترامپ طراحی شده. ایران در این سالها یکی از راههای تنفس اقتصادی قطر بود و آسمانش را به روی این کشور باز گذاشته و از این کار سود مالی خوبی هم برده است.
به باور تیم ترامپ آشتی عربستان و قطر نه تنها این درآمدهای ایران را کم میکند، بلکه یکی از متحدان ایران در میان اعراب را نیز به شکلی جدی تضعیف میکند. در مقابل محور عربی در برابر ایران یکدست شده و توانایی اعمال فشار بیشتری را بر آن دارند.
برای رصد نقش آمریکا در توافق اخیر بین قطر و عربستان و متحدانش کافی است به تحرکات کوشنر داماد و مشاور ارشد ترامپ نگاه کنیم. او از روزهای قبل همه جزئیات مربوط به اجلاس شورای همکاری خلیج فارس را از طریق تلفن و حضوری در عربستان سعودی دنبال میکرد. پیش از این نشست نیز یک مقام ارشد دولت دونالد ترامپ از «پیشرفت قابل توجه» در دستیابی به راهحلی برای مناقشات سه سال اخیر میان قطر و دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از جمله عربستان سعودی خبر داد.
این مقام امنیتی تأکید کرد که آمریکا در مورد شکاف میان کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به پیشرفت قابل ملاحظهای دست یافته است.
مسئله دیگر که نقش آمریکا را در این توافق برجسته میکند اولویتهای آن است. اولویت عربستان و دوستانش قطع رابطه با ایران و تعطیلی الجزیره بود ولی توافق اخیر روی باز کردن مرزها تأکید داشت. باز کردن مرزهای قطر اولویت شخص دونالد ترامپ بود. ترامپ اولویت خود را کاهش تبادلات اقتصادی ایران و قطر قرار داده است تا فشار هر چه بیشتری را به کشورمان تحمیل کند.
مشکل دیگر اختلاف نظر میان کشورهای مختلف در رابطه با شیوه رفتار با قطر است. امارات متحده عربی یک هیئت عالی رتبه به ریاست شیخ محمد بن راشد حاکم دبی را به اجلاس شورای همکاری خلیج فارس در عربستان سعودی فرستاد؛ اما این هیئت رفتار گرمی و خوبی با هیئت قطر نداشته است. این رفتار برخلاف رفتار گرم مسئولان عربستان و بحرین با قطر است.
امارات هرچند اعلام کرده به رهبری عربستان در مذاکرات با قطر اعتماد دارد، اما مرزهای خود را به سادگی به روی قطر باز نمیکند و این کشور را سریع در آغوش نمیکشد. این اختلاف نظر با عربستان چیز جدیدی نیست. امارات و عربستان در ماجرای یمن هم اختلافات جدی داشتند که منجر به درگیری نیروهای مورد حمایت دو طرف نیز شد.
آیا آشتی قطر با عربستان و سه متحدش با ثبات خواهد بود؟ پاسخ به این سؤال مثبت است، اما این به معنای پایان رقابت نیست. قطر حامی اخوان المسلمین است و این مسئله پنهانی نیست. به جز این قطر پیرو عربستان نیست و اهداف خاص خود را در منطقه و عرصه بینالملل دنبال میکند.
حالا هم قطر نه قصد تعطیلی الجزیره و نه قصد کاهش روابط با ایران را دارد. محمد بن عبدالرحمن آل ثانی وزیر امور خارجه قطر صراحتاً تأکید کرد که بعد از انجام توافق آشتی با کشورهای محاصره کننده قطر در روابط دوحه با ایران و ترکیه هیچ تغییری ایجاد نخواهد شد و قطر در زمینه روابط خود با سایر کشورها مستقل عمل میکند. در مورد الجزیره هم شاید به صورت موقت سیاستهای این شبکه تعدیل شود، اما بعید است سیاستهای کلان آن دچار تغییرات جدی شود.
در نتیجه آشتی قطر و کشورهای محاصره کننده را باید آشتی با ثباتی دانست، اما نباید آن را به معنای اتحاد عمیق این کشورها و پایان رقابتهای مختلف ارزیابی کرد.
نظر شما