اصولگرایان از آنجا که غرب را به‌مثابه شر مطلق می‌دانند، می‌خواهند بدیلی برای آن ترسیم کنند و در چند ماهی که از دولت رئیسی گذشته است، نوعی تعجیل برای برقراری ارتباط‌هایی بین‌المللی با هر کشوری به‌جز کشورهای غربی مشاهده می‌شود.

علت تقلیل امور دیپلماتیک به دعواهای جناحی - سیاسی داخلی از سوی اصولگرایان چیست؟

به گزارش سلام نو، شرق نوشت: سفر اخیر سیدابراهیم رئیسی به روسیه می‌تواند ابعاد مهم استراتژیک داشته باشد؛ اینکه گویا این سفر در شرایطی انجام شده که احتمالا در آینده‌ای نزدیک باید خود را آماده توافق‌نامه‌ای بلندمدت با روسیه کنیم؛ مشابه آن‌ چیزی که با چین امضا شد و چند روز پیش هم حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه کشورمان، از اجرائی‌شدن آن سخن گفت. به هر روی مشخص است که ایران در دولت رئیسی بنای خود را بر گسترش همکاری‌ها با چند قدرت مهم ازجمله چین، روسیه و احتمالا هند گذاشته و می‌خواهد با این سیاست هم ظرفیت‌های جدید سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی بگشاید و هم در نفی سیاست دولت قبل از غرب فاصله بگیرد.

تا اینجای کار ظاهرا مشکلی نیست و به‌هرحال باید دید سیاست‌های دولت تا چه‌ حد در ارتباط با روسیه و چین موفق خواهد بود؛ اما مسئله، نگاه یک‌سویه جریان اصولگرا به ارتباط با کشورهای شرق است که با تسامح روسیه را نیز جزء شرق در نظر می‌گیرند و هرگونه ارتباط با این کشورها را موفقیتی بی‌نظیر جلوه می‌دهند و این در حالی است که هنوز جزئیاتی از توافق بلندمدت ۲۵ساله ایران و چین منتشر نشده و مشخص نیست ایران در قبال چین در بازه زمانی طولانی چه تعهداتی دارد؟ افزون بر این هیچ اصولگرایی، چه داخل و چه بیرون از مجلس، یک‌ بار هم درخواست نکرده است که چرا امیرعبداللهیان بدون توجه به تأکید قانون اساسی مبنی بر ضرورت تصویب تعهدات ایران در قبال کشورهای دیگر در مجلس شورای اسلامی، خبر از اجرای توافق‌نامه ایران و چین داد؟ اصل ۷۷ قانون  اساسی در این زمینه مقرر می‌دارد: «عهدنامه‌ها، مقاوله‏‌نامه‏‌ها، قراردادها و موافقت‏‌نامه‏‌های‏ بین‏‌المللی‏ باید به‏ تصویب‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ برسد». همچنین اصل ۱۲۵ این قانون اشعار دارد: «امضای عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها، موافقت‌نامه‌ها و قراردادهای دولت ایران با سایر دولت‌ها و همچنین امضای پیمان‌های مربوط به اتحادیه‌های بین‌المللی پس از تصویب مجلس شورای اسلامی با رئیس‌جمهور یا نماینده قانونی او است».

نادیده‌گرفتن این دو اصل مشخص و آمره در مواجهه با چین و روسیه از سوی اصولگرایان و البته ناگفته‌گذاشتن جزئیات توافق‌نامه‌های بلندمدت طبیعتا باید فرای مواضع جناحی، این حساسیت را ایجاد کند که قرار است ایران در ۲۵ سال آینده در قبال چین و احتمالا در ۲۰ سال آینده در قبال روسیه متعهد به اجرای چه اموری شود؟ و آیا این امور منافع ملی ایرانیان را تأمین می‌کند یا خیر؟ حساسیتی مغفول از سوی اصولگرایان که از قضا در ماجرای امضای برجام به‌شدت در آنها دیده می‌شد و به یاد داریم در عین ‌حال که تمام جزئیات مذاکرات هسته‌ای ایران که نتیجه‌اش امضای برجام شد آشکار بود، اصولگرایان همه‌جانبه آن توافق را در مجلس بررسی کردند که البته بخش درخور توجهی از آنها سعی می‌کردند برجام در مجلس تصویب نشود. ‌این حساسیت فارغ از نگاه افراطی طیف‌هایی خاص در مواجهه با برجام منطقی به نظر می‌رسید؛ اما وجه غیرمنطقی ماجرا آنجاست که همان طیف‌های حساس به برجام، در مواجهه با روسیه و چین به‌شدت خوش‌بین عمل می‌کنند و نگاهی سراسر متناقض در قبال این دو موضوع دارند.

افزون بر این به نظر می‌رسد فارغ از بی‌توجهی اصولگرایان به قواعد حقوقی در مواجهه با توافق‌نامه‌های ایران با روسیه و چین، آنها تمایل دارند برای نفی غرب به هر شکلی و با هر کیفیتی با شرق ارتباط برقرار کنند. گویا اصولگرایان از آنجا که غرب را به‌مثابه شر مطلق می‌دانند، می‌خواهند بدیلی برای آن ترسیم کنند و در چند ماهی که از دولت رئیسی گذشته است، نوعی تعجیل برای برقراری ارتباط‌هایی بین‌المللی با هر کشوری به‌جز کشورهای غربی مشاهده می‌شود که همه اینها بی‌حرف پس و پیش مورد تأیید اصولگرایان قرار دارد و گویی ارتباط گسترده با روسیه و چین در نگاه اصولگرایان نوعی دهن‌کجی به کشورهای غربی و البته به دولت پیشین است که چنین سیاستی در تضاد آشکار با شعار مبنایی انقلاب اسلامی یعنی «نه شرقی، نه غربی» قرار دارد و حتما سیاست سلبی و هیجانی اصولگرایان با هیچ‌یک از قواعد دیپلماتیک همخوان نیست و به‌نوعی اصولگرایان امور دیپلماتیک را به دعواهای جناحی-سیاسی داخلی تقلیل داده‌اند.

حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس‌ کمیسیون امنیت ملی در مجلس دهم، به‌تازگی در این زمینه تحلیلی جالب ارائه داده است که خواندن آن خالی از لطف نیست. او می‌گوید: «اینکه قدرت‌ بزرگی مانند چین یا احتمالا روسیه تمایل دارند با ایران توافق‌نامه‌هایی بلندمدت ببندند، وجه مثبت ماجراست و خیلی هم خوب است، اما در نظر داشته باشیم که اکنون چین بیشترین چالش را با آمریکا دارد و در رقابتی بزرگ با یکدیگر به سر می‌برند. این توافق‌نامه در شرایطی امضا شده است که چالش‌های متعددی میان چین و آمریکا وجود دارد و چنین شرایطی برای پذیرش چنین توافق‌نامه‌ای زمان مناسبی نیست. از طرفی گفته می‌شود این توافق‌نامه در تمام شئون تأثیرگذار خواهد بود؛ یعنی بر اساس این توافق‌نامه باید دید چه شرایطی برای کارگران ایران، منابع زیرزمینی و بومی استان‌ها، نفت ایران و... به وجود می‌آید و این مخاطره وجود دارد که در جریان رقابت‌های سیاسی بین‌المللی، شرایطی فراهم آید که ملت ایران از حقوق خود محروم شوند... برخی در ایران باور دارند که توافق‌نامه ۲۵ساله با چین، موضع ایران را در مذاکرات احیای برجام تقویت می‌کند؛ درصورتی‌که به نظر من اجرائی‌شدن توافق‌نامه با چین باید به بعد از مذاکرات با غربی‌ها موکول می‌شد. واقعیت این است که ایران تحریم است و نباید موافقت‌نامه‌ای که تحت شرایط تحریم با چین بسته شده، مسیر ۲۵ساله بعد را تعیین کند؛ زیرا اگر مذاکرات به نتیجه برسد و برجام احیا شود، حتما ظرفیت‌های بسیاری بر ایران باز می‌شود».

سخن فلاحت‌پیشه ناظر به این موضوع است که نباید در شرایط اضطرار شرق را به صرف تقابل با غرب ترجیح داد؛ اما فارغ از این تحلیل‌ها، موضع اصولگرایان تند در ارتباط با روسیه و چین قابل توجه است؛ چنان‌که حتی می‌بینیم طیف‌هایی از اصولگرایان برای دفاع از ارتباط کامل با این دو کشور نه‌تنها به رقبای سیاسی خود به‌شدت می‌تازند، بلکه حتی در بزنگاه‌هایی قانع به سیاست‌های دولت مورد حمایت خود نیز نیستند. برای مثال اخیرا خبرگزاری «تسنیم» سخنان امیرعبداللهیان را هم تاب نمی‌آورد و در واکنش به مواضع او در گفت‌وگو با شبکه «الجزیره» مبنی بر اینکه «ما سیاست خارجی متوازن با همه بخش‌های جهان و شرق و غرب عالم را می‌خواهیم» نوشته است: «اگرچه امروز غرب به‌ سردمداری آمریکا و ایدئولوژی ضدانسانی لیبرالی تقریبا به همان شکل سابق پابرجاست، اما اثری از شرق کمونیستی سابق نیست؛ نه روسیه امروز همان شوروی است و نه ایدئولوژی حاکم بر او کمونیسم است؛ کمونیسم به تاریخ پیوسته است و روسیه و واضح‌تر از آن چین هم مدعای شرق سابق را ندارند... اینکه آقای وزیر در پاسخ به سؤالی راجع به رابطه با روسیه می‌فرمایند می‌خواهیم با غرب و شرق سیاست متوازن داشته باشیم و با این جمله می‌خواهند دهان کفن‌پوشان ریاکار نه‌ شرقی نه غربی را ببندند، در کنه ماجرا می‌تواند چنین معنای ناصحیحی را متبادر کند که ما اگر آن موازنه منفی نه‌ شرقی نه‌ غربی را کنار گذاشتیم (نه این و نه آن)، به‌ عوض و به‌ جای آن موازنه مثبت را پیش گرفته‌ایم (هم این و هم آن)»

به‌هرروی اصولگرایان در بزنگاه کنونی مسئله ارتباطات خارجی ایران را کاملا ایدئولوژیک کرده‌اند و در ادامه غرب‌ستیزی مطلق خود، بی‌توجه به منافع بلندمدت ملی، می‌کوشند صرفا واکنشی سیاست‌زده به هشت‌ سال گذشته نشان دهند.

کد خبرنگار: ۱۸
۰دیدگاه شما

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 5 + 11 =

    پربازدید

    پربحث

    اخبار عجیب

    لینک‌های مفید

    آخرین اخبار